مامان کمکم کن ... دارم عاشق می شم
و نمی تونم فکرش رو از سرم دور کنم.
مامان جلوش رو بگیر ... نمی تونم اجازه بدم شروع بشه.
مامان،خواهش می کنم مجبورش کن از من دور شه.
مامان جلوش رو بگیر ... داره حرف می زنه
می ترسم با حرف هاش منو با خودش ببره.
مامان کمکم کن ... دارم اختیارم رو از دست می دم
مامان من قبلا عشق رو تجربه کردم،
دوباره تحملش رو ندارم.
مامان خواهش می کنم مجبورش کن از من دور شه.
مامان، اون داره خیلی به من نزدیک می شه،می ترسم.
مامان،اون همون احساس عشق رو که می شناسم به من می ده.
مامان،کمکم کن،داره من رو عاشق خودش می کنه
نمی تونم فکرش رو از سرم بیرون کنم.
مامان،جلوش رو بگیر،نمی تونم اجازه بدم شروع کنه
مامان من قبلا عشق رو تجربه کردم،
و دوباره تحملش رو ندارم.
مامان،خواهش می کنم مجبورش کن از من دور شه.
مامان،اون داره اون چنان با من صمیمی می شه که
می ترسم.اون همون احساس عشق رو که می شناسم به من می ده.
شل سیلور استاین
