تبليغاتX
"http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> مرا با نام کوچکم صدا بزن
چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386
(نمی دونم چه ربطی داشت)

یه عکس از اینتریا...عقده شده بود تو دلم یه عکس از اینتر(شییییییییره)بذارم تو وبلاگم اخرسر یه عکس دسته جمعی از سایت خود اینتر(شییییییییییره) پیدا کردم اینتر میلان(قهرمااااااااااان).....حضار اجازه بدید...... حالا همه با هم:قهرمان قهرمان دوست داریم.........

سایت رسمی اینتر میلان:www.inter.it

(خوب شد گذاشتم وگرنه معتاد می شدم)

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 21:34  توسط مینا  | 

شنبه چهاردهم مهر 1386
سلااااااااام

خوبید؟نماز روزه هاتون قبول... خوش می گذره؟

امروز اومدم با یه شعر جدید فقط بعد از افطار بخونید چون ممکنه دلتون قورمه سبزی بخواد ......

بگم؟

خب ۱ ۲ ۳....

خرسی بود که قورمه سبزی می خورد

خرسی بود که پر حرف بود

این عروسک خرس مال من بود

می گفت از امازون امده ام

وقتی امد بلوز سورمه ای بر تن داشت

چرا امده بود؟

خدا مرا دوست داشت

می گفت ایرانی ام

جنگل های خوزستان

اما ایا خوزستان جنگل داشت؟

عروسک من قهوه ای بود

یکی از پنجاه نوه ای که پدر بزرگش داشت

رنگ او مثل پدر بزرگش بود

کاش دنیا مرز نداشت...!

به امازون می رفتم

پدر بزرگش را می دیدم

و او هم چنان قورمه سبزی را دوست داشت!

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 15:46  توسط مینا  |