تبليغاتX
"http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> مرا با نام کوچکم صدا بزن
یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386
 

نمی خواستم نام چنگیز را بدانم

نمی خواستم نام نادر را بدانم

نام شاهان را

محمد خواجه و تیمور لنگ،

نام خفت دهندگان را نمی خواستم و

                                        خفت چشیدگان را

می خواستم نام تو را بدانم.

و تنها

نامی را که می خواستم

ندانستم.

...

به بهانه ی هشتاد و دومین سالروز تولد احمد شاملو که همین چند روز پیش بود(۲۱ اذر)

۴ روزگی ات مبارک ...

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:41  توسط مینا  | 

جمعه نهم آذر 1386
ببین که باز تنها مانده ام

ببین که باز قصه ای به پایان رسید

باور می کنی؟

و تمام شد

هر انچه بود ونبود

قصه ی غریبی بود .

شاید پاییزی اندوهبار

و شاید شیرین ترین بهار

و من باز هم

به شوق افتادن یک سیب

زیر درخت نشسته ام .

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:15  توسط مینا  | 

پنجشنبه هشتم آذر 1386
دیروز نیروی انتظامی گنجشک لاتو جمعی از لوتی ها رو به اسم اراذل اوباش گرفته بود ...

از اون جایی که خلافی نداشتن ازادشون کردن و بهشون تذکر دادن که دیگه رو تیر چراغ برق های سر خیابون واینسن و شلوغ نکنن ...

گنجشک لات ما هم در جواب برادران نیروی انتظامی گفته که :

داداش اراذل اوباش با لوتی از زیمین تا اسمون فرق می کونه ...

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 20:32  توسط مینا  | 

پنجشنبه یکم آذر 1386
چرا به این سرعت؟

چه خبرته؟

مگه کسی دنبالت کرده؟

 دیر می یای زود میری ...

بابا یه دیقه وایسا ....

لا اقل خودتو معرفی کن ...

 بعد از این همه سال یه ۵ دقیقه فقط ۵ دقیقه وقت برای حرف زدن داری؟

چی؟ اسمت چیه؟

عمر؟

همون که موهای منو سفید کرده؟

ااا پس جناب عمر شما یین؟

ذکر خیرتو زیاد شنیدم ...

کجا بابا ... حداقل یه امضا به من بده ...

یعنی تو این ۵ دقیقه این همه سال گذشت؟

یه موجود دیگه به دنیا اومد ،قاره ها به هم نزدیک تر شدند ،احداث مونوریل تمام شد؟

دیر اومدی ، زود رفتی ...

چقدر کوتاه بودی ...

حالا من با این همه موی سفید چی کار کنم؟

رنگشون کنم؟

مثل همه؟

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 20:44  توسط مینا  |