شاعر می گه:
توی این خاک غزلساز دلم
تو فرو کردی یه روزی گندمک ...
چند سال پیش ... فقط چند سال پیش بود ...
سالای خیلی دور خیلی نزدیکی بود
نیمکتای چوبی فقط دو تا جا داشت
دیوار مدرسمون یه "من خرم" داشت
این دیوار رهگذرای خیلی قشنگی داشت
گندمک معادل انگلیسی نداشت
تبریک گفتن کمه ....
برای تمام این سالهایی که بغل دست من نشسته بودی
و به معادل انگلیسی واژه ی گندمک فکر می کردی ...
و من می دونم که تو
فقط تو می تونی براش
برای "گندمک" معادل انگلیسی بسازی
چون هیچ کس به اندازه ی تو
تا این اندازه به مفهوم واژه ی گندمک فکر نکرده ...
و خودش مثل یه گندمک نشده
و حالا اون روزه باور نکردنی رسیده!
۲۴ شهریور! توی تقویمو نگاه کن ...
اهم اهم ...
(صدای من چه موقعهایی می گیره ها)
...
نیلووووووووووووووو!
تولدت مباااااااااااااااارک!
(دست ... دست ...)
شاعر ادامه می ده :
ما که خاکیم زیر پات اب شدیم از کرشمه هات
یه نگاه به ما بکن کم که نمیشه از چشات (دوبار )
افریده شدنت مبارک ای نیلوفر ابی !
خوش اومدی ! ما که خاکیم زیر پات ...
